تبليغاتX
عاشقاش


عاشقاش

                                                          عشق

 

 

         حافظ ...

نوشته شده در چهارشنبه 1388/08/27ساعت 7 توسط سمیرا| |

حافظ ز چشمان قشنگ تو غزل ساخت.


                                      هر کس که تو را دید به چشمان تو دل باخت.


نقاش غزل تا که به چشمان تو پرداخت


                                                   دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت.
سلام دوستای گلم

ممنونم که پیشم اومدید هر چند من نیومدم پیشتون ولی میخوام عذر

خواهی کنم ازتون من مودمم سوخته بود به هر حال عذر میخوام امیدوارم

ببخشین.

               تولد امام رضا هم بر شما مبارک

نوشته شده در جمعه 1388/08/08ساعت 12 توسط سمیرا| |

چون نامه جرم ما به هم پیچیدند * بردند به دیوان عمل سنجیدند * بیش

 ازهمگان گناه مابود ولی ما را به محبت علی (ع) بخشیدند... با عرض

تسلیت در لیالی قدر این حقیر را از دعای خیرت فراموش نکن.التماس دعا

 

تجربه همیشه به نفع انسان نیست زیرا،هیچ حادثه ای دوباربه یک شکل رخ

 نمی دهد

 

وينستون چرچيل پيروزي يعني توانايي رفتن از يك شكست به شكست

 ديگر بدون از دست دادن اشتياق.

 

تجربه نامی است که همه ما بر براشتباهات خود می گذاریم .

 

اگه چشمات تر شد، اگه دلت تنگ شد ،اگه ديگه نبود كسي ، اميد و هم

 نفسي ، بدون كه هست اينجا كسي ،كه تو واسش همه كسي ...

 

بي تجربه متولد مي شويم ، با جرات زندگي مي كنيم ، و با حيرت مي

 ميريم ، تنها چيزي كه فروغش به خاموشي نمي گرايد خاطرات پاك است...

 

یا علی مدد ـــــ بر بستر مرگ در اخرين دقايق زندگي باز هم به فكر قداره

بندي است كه شمشير كين را بر فرق امام راستين فرود آورده است !

ــــــ  يا علي مدد

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 1388/06/19ساعت 14 توسط سمیرا| |

 

  قران كريم

حلول ماه مبارک رمضان بر روزه

 

 داران مبارك. 

 

 

منم دعا كنيداااااااااا

با  آرزوي قبولي طاعات و عبادات

 

 

براي شما دوستاي گلم

 

 

ايشالله منم از دعاي خيرتون محروم

 

 نمي كنيد.

 

منم دعا كنين

نوشته شده در پنجشنبه 1388/05/29ساعت 18 توسط سمیرا| |

 

جلسه محاکمه عشق بود وقاضی عقل.و عشق محکوم بود به تبعید به دورترین

 نقطه مغز

 یعنی فراموشی قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه اعضا با او مخالف

 بودند قلب

شروع کرد به طرفداری از عشق.آهای چشم مگر تو نبودی که هرروز آرزوی

 دیدنش را

 داشتی.ای گوش مگر تو نبودی که در آرزوی شنیدن صدایش بودی و شما پاها که

 همیشه

 منتظر رفتن به سویش بودید حالا چرا این چنین با او مخالفید؟ همه اعضا روی

 برگرداندندو به

 نشانه اعتراض جلسه را ترک کردند.تنها عقل و قلب در جلسه ماندند عقل گفت

 دیدی قلب

 همه از عشق بی زارند ولی متحیرم با وجودی که عشق بیشتر از همه تورا آزرده

 چرا هنوز

 از او حمایت میکنی؟قلب  نالیدو گفت من بی وجود عشق دیگر نخواهم بود و تنه

 تکه

 گوشتی هستم که هر ثانیه کارثانیه قبل را تکرار میکندوفقط با عشق میتوانم یک

 

 قلب واقعی باشم...      

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 1388/05/19ساعت 13 توسط سمیرا| |


Design By : Night Skin

ساعت <

قالب و كدهاي جاوا علي اصحابي

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس